کادوی روز تولدم!
الان که دارم این مطلبو می نویسم پام به شدت درد میکنه و کلی دستمال و پارچه دورش بستم. قضیه از این قرار بود که ما امروز که روز تولدمون هم باشه صبح ساعت 5 رفتیم باشگاه ، اواسط بازی که رفتم دفاع موقع برگشت پام مایل خورد زمین و کامل برگشت و یه صدای شکستگی استخون شنیدم. چشمتون روز بد نبینه بدترین صحنه زندگیم… 8 ساله دارم والیبال بازی می کنم همیشه از همین قضیه دقیقا ترسیدم تا اینکه سرم اومد یه دادی کشیدم همون لحظه همه دور سرم جمع شدن و رسوندنم خونه و از اونجا رفتیم دنبال شکسته بند و عکس برداری و این حرفا. می تونست با یه شکستگی منو برای همیشه معاف کنه از ورزشم ولی خوشبختانه فقط در رفته بود. و امیدوارم الان که جا انداختم مشکلی پیش نیاد و روند بهبودی رو بگذرونه.
بهرحال اینم کادوی تولد امروزمون بود همون اول صبح. حالا جالبه این بود که یه ربع قبل من یکی دیگه پرید واسه دفاع اونم پاش درد گرفت ولی به روی خودش نیاورد و رفت با ماشینش وقتی رفتیم پیش شکسته بند دیدم اونم اونجاست و دقیقا پاش مثل من در اومده! اگه همینجوری بازی رو ادامه میدادن تا آخر ساعت یه دو سه تا کشته می داد
. فعلا چند روزی در بستر خواب و استراحت هستیم حالمم خوبه منتها بین خودمون باشه وقتی میخوام برم تا دستشویی به مرگم راضی میشم
)
یکی دو هفته پیش هم پره سر گیلان رفته بودیم مسابقات دسته یک والیبال جوانان. اونجا هم بازی هامون رو بردیم و صعود کردیم نیم فصل بعدی که احتمالا دور بعدش تو کرمانشاه یا سمنان باید باشه…
برچسب ها: روز تولد, شکستگی, والیبال
[لینک ثابت] - نوشته شده در 2:34 ق.ظ; در شاخه شخصی
خوشمزه های اینترنتی!