فیلم محمد رسول الله
امروز یه لحظه چشمم رو تلویزیون بود، فیلم محمد رسول الله رو برای دفعه شاید هزارم گذاشته بودن. اولش نشون میداد نامه رسان های حضرت محمد به تمام تمدن های حاشیه عربستان میرن و نامه حضرت محمد رو براشون میخونن. هراکلیوس پادشاه روم و نجاشی پادشاه حبشه هیچ کدوم نکته خاصی نداشتن ولی خسرو پرویز رو به این شکل به تصویر کشیدن : چهره های ایرانی ها مثل یه سری آدم حموم نرفته پر ریش و پشم و در وسط هم خسرو پرویز با یه هیکل چاق و یه خمر شراب هم تو دستش ….
شدیدا اعصابم خورد شد ، نمی دونم چرا اینقدر با افتخار صدا سیما این صحنه فیلم رو پخش می کنند؟؟ شاید ما چیزی به اسم غرور و یا وطن پرستی نداریم… اصلا همه شاهان ایرانی بد ، همه سرداران ایرانی بد.. فقط شما خوب ؟؟ شما مظلوم ؟ شما بدون ریا؟ شما عادل؟ بابا کافیه بخدا .. چقدر غرور این مردم باید بشکنه .. مگه اصلا خودتون ایرانی نیستین؟
پا نوشت مطلب :
دستاوردهای مهم خسرو پرویز : رساندن وسعت شاهنشاهی ساسانی به دوره هخامنشی و تصرف فلسطین، مصر و قسمت اعظم ترکیه فعلی و محاصره قسطنطنیه، دست یافتن به صلیب اصلی مسیح در اورشلیم و انتقال آن به تیسفون، پیشرفت قابل ذکر هنر و موسیقی در شاهنشاهی ساسانی
برچسب ها: اسلام, ایران, تلویزیون, خسرو پرویز, فیلم, فیلم سینمایی, محمد رسول الله
[لینک ثابت] - نوشته شده در 6:09 ق.ظ; در شاخه تلویزیونبازی های وبلاگی
خیلی وقت میشه که زیاد درگیر کارهای روزانه شدم و حقیقتا وقتی واسه این وبلاگم نمی مونه . مثلا یه هفته پیش کلا نبودم .. رفته بودیم با تیم بندرعباس و قشم مسابقات دسته یک والیبال که جای همه خالی خیلی چسبید. جدای همه این بحث ها بعد از مدتها دعوت یه سری از دوستان رو قبول میکنیم تا از ما دلگیر نشن یا به حساب بی محلی لااقل نذارن.
اولین بازی مربوط به یه هفته پیش قبل مسافرتم هست، که از طرف ماهان عزیز هست با این عنوان که اگه روزی خواستین ازدواج کنید و شرط عروس خانوم واسه ازدواج زدن قید وبلاگ نویسی بود اون وقت چکار میکنید؟
عرضم به حضورتون که قید وبلاگ رو زدن مسئله ای نیست به اون صورت ! ولی اگه به این صورت مطرح میشد که قید اینترنت رو بزنم … به هیچ وجه کنار نمیومدم حتی به بهای اینکه قضیه ازدواج منتفی بشه! پاسخ فرعی هم این هست که : به ظاهر میگم باشه بعد دو روز متقاعدش میکنم نظرش عوض شه .. کلا متقاعد کردنم خوبه
بازی بعدی مربوط به علیرضا هست ، که البته یه مجموعه بازی هست …!
اولين بازي اينه كه بگين وقتي شما مي ياين به اينترنت پايه ي اصلي كاراتون چيه و چه سايت هايي رو هميشه باز مي كنين ?!
سوال جالبیه، خوب اول از همه گوگل تالک که اتوماتیک بالا میاد و ایمیل های جدیدم رو هم نشون میده . سایت کیکاس تورنتز رو باز میکنم و یه نگاهی میندازم اگه چیز جدیدی بود میذارم زیر تورنت . سایتهای تک تمپ و اخیرا کارهای فروشگاه شرکت رو زیاد دنبال میکنم ، سر فرصت گودر رو هم باز میکنم و باقی وبگردیها یا طراحی و کارهایی که باید انجام بدم.
دومين بازي اينكه بگين شما تو ايميلتون معمولا چه ايميل هايي به طور ثابت براتون مي ياد ؟ ( تا حد امكان )
بیشتر ایمیل های تبلیغاتی میاد که همه ریپورت اسپم میشن. یه زمانی سفارش طراحی بود عمدتا .. جدیدا باز پیامهای توییتر که فلانی دنبال میکنه تو رو و یا فیس بوک و اینا زیاد میان برام. کلا زیاد خبری نیست تو ایمیل های روزانم که بخوام دربارش بگم.
تو سومين بازي هم بايد بگين اگه شما اهل توييتر هستين و صداي جيك جيك و دوست دارين توييتاتون تو چه مايه هاييه؟!
اهل توییتر یه زمان خیلی بودم… منتها الان وقت اونم ندارم و خیلی کم تر توییت میکنم ، ولی اکثرا تو این مایه هستن که یا خسته ام یا اعصابم خورده یا یه جایی درد میکنه .. کلا فاز منفیم توییت میشه ، جمله ای مثل دارم فلان آهنگ داریوش رو هم گوش میدم که به وفور یافت میشه تو توییتهام !
کلا اینا بازی های دمه دست بود که به چشمم خورد ، بازی های ندیده و دعوت شده هم که دیگه شرمنده … حوصله لینک دادن هم نیست .. همه رفیق و رفقای دور و نزدیک دعوت هستن ، سوالای جالبیه شخصا دوست دارم پاسخ های بقیه رو هم بخونم پس شرکت کنید !
برچسب ها: بازی وبلاگی, مسافرت, وبلاگستان
[لینک ثابت] - نوشته شده در 12:57 ب.ظ; در شاخه شخصیيادشون رفته که اون شاه که به صد مهره نمی باخت
يادشون رفته که اون شاه که به صد مهره نمی باخت، تاج و از سرش تو ميدون لشگر ِ پياده انداخت.
[لینک ثابت] - نوشته شده در 9:30 ق.ظ; در شاخه اجتماعیمولانا با صدا و سبکی جدید
بعداز مدتها دوباره دستم به نوشتن تو این وبلاگ میره. راستش اینقدر درگیر دنیای واقعی شدم که وقتی واسه دنیای مجازی نمونده . بهانه نوشتنم رو قرار می دم واسه آلبوم آهنگی که امروز به نوعی تصادفی (کشف) کردیم!
تقریبا توی آهنگ هایی که من گوش کردم ، این مدل آهنگ های عارفانه رو اکثرا با سه تار و ادوات سنتی و همچنین خواننده های مرد اکثرا اجرا می کردند. منتها این سری یه خانوم با سبک پاپ شعرهای زیبای مولانا رو اجرا کرده و انصافا آلبوم جالبی شده ، چیزی که من رو جذب کرد صدای گیرا و لحن زیبای خواننده یعنی خانوم شهره معاونیان هست . به نظرم از اون صداهایی هست که هر چقدر پیرتر و پخته تر بشه جالب تر هم میشه.
این هم از لینک هایی که می تونید دانلود کنید: ( + ، + ) – آنلاین گوش کنید ( + )
برچسب ها: آلبوم, شهره معاونیان, موسیقی, مولانا, مولانا و شورا, پاپ
[لینک ثابت] - نوشته شده در 3:35 ب.ظ; در شاخه موسیقیکادوی روز تولدم!
الان که دارم این مطلبو می نویسم پام به شدت درد میکنه و کلی دستمال و پارچه دورش بستم. قضیه از این قرار بود که ما امروز که روز تولدمون هم باشه صبح ساعت 5 رفتیم باشگاه ، اواسط بازی که رفتم دفاع موقع برگشت پام مایل خورد زمین و کامل برگشت و یه صدای شکستگی استخون شنیدم. چشمتون روز بد نبینه بدترین صحنه زندگیم… 8 ساله دارم والیبال بازی می کنم همیشه از همین قضیه دقیقا ترسیدم تا اینکه سرم اومد یه دادی کشیدم همون لحظه همه دور سرم جمع شدن و رسوندنم خونه و از اونجا رفتیم دنبال شکسته بند و عکس برداری و این حرفا. می تونست با یه شکستگی منو برای همیشه معاف کنه از ورزشم ولی خوشبختانه فقط در رفته بود. و امیدوارم الان که جا انداختم مشکلی پیش نیاد و روند بهبودی رو بگذرونه.
بهرحال اینم کادوی تولد امروزمون بود همون اول صبح. حالا جالبه این بود که یه ربع قبل من یکی دیگه پرید واسه دفاع اونم پاش درد گرفت ولی به روی خودش نیاورد و رفت با ماشینش وقتی رفتیم پیش شکسته بند دیدم اونم اونجاست و دقیقا پاش مثل من در اومده! اگه همینجوری بازی رو ادامه میدادن تا آخر ساعت یه دو سه تا کشته می داد
. فعلا چند روزی در بستر خواب و استراحت هستیم حالمم خوبه منتها بین خودمون باشه وقتی میخوام برم تا دستشویی به مرگم راضی میشم
)
یکی دو هفته پیش هم پره سر گیلان رفته بودیم مسابقات دسته یک والیبال جوانان. اونجا هم بازی هامون رو بردیم و صعود کردیم نیم فصل بعدی که احتمالا دور بعدش تو کرمانشاه یا سمنان باید باشه…
برچسب ها: روز تولد, شکستگی, والیبال
[لینک ثابت] - نوشته شده در 2:34 ق.ظ; در شاخه شخصیبدون عنوان!
چند وقتیه ای دی اس ال ما قطع شده و خدا می دونه کی وصل شه یا نشه شایدم اصلا. خیلی فاصله گرفتم از اینترنت نسبت به قبل تقریبا از خیلی چیزا … ، یه مشکلی پیش اومده واسم جدیدا کلی اعصابم خورده … فقط متاسفم واسه خودم که به هر کس و ناکسی اعتماد کردم برای خیلی ها رفیقی کردم آخرش شد این. نباید به هرکسی اعتماد می کردم .. هر کسی رو تو خلوتم راه می دادم تقصیر از من هست ولی انتظار نمی رفت کسی بخواد اینکار رو بکنه .. یکی رو دلم میخواد بگیرم مثل سگ بزنمش بابت کاری که کرده جوری که به غلط کردن بیفته .. آخه آدم چقدر باید احمق باشه چه دشمنی ای با من داره .. همه ماها قبول داریم آدم کاملی نیستیم و ضعف های داریم ولی اگه کسی بیاد همه ضعف هات رو جار بزنه پیش همه و دید بقیه رو نسبت بهت عوض کنه با یه سری مبالغه اضافی تو حرفهاش اون وقت چه حالی پیدا می کنین قضیه بد اونجاست که هیچ بدی ای نکرده باشی به اون آدم! حرفهایی که به کل می تونه خراب کنه زندگیت رو… فقط امیدم به خداست.
حالم ناجور خرابه از همینجا عذر میخوام از کسایی که قرار بود یه کارایی واسشون انجام بدم ولی حقیقتش اصلا تو موقعیتی نیستم که بخوام تمرکز کنم و کاری انجام بدم.
[لینک ثابت] - نوشته شده در 2:39 ب.ظ; در شاخه شخصی
خوشمزه های اینترنتی!